هفته نامه آمریکایی تایم ـ هیچ چیز به اندازه جنگ در منطقه ای دور افتاده به نظریه توطئه دامن نمی زند. آخرین نظریات توطئه این بار در جنگ گرجستان و از زبان ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه مطرح شد.
پوتین هفته گذشته در مصاحبه ای با شبکه خبری سی ان ان، دولت آمریکا را متهم کرد که با برپایی جنگ گرجستان قصد دارد زمینه را برای حمایت عمومی از جان مک کین نامزد جمهوریخواهان برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فراهم کند.
او افزود، برخی شهروندان آمریکایی در گرجستان حضور داشتند که در برخی عملیات نیروهای گرجی مشارکت می کردند و این افراد قطعا بدون داشتن دستور از مافوق خود دست به چنین حرکتی نمی زدند.
به نظر می رسد مقام های اروپایی نیز اکنون به این نتیجه رسیده اند که تعداد آمریکایی های حاضر در بحران گرجستان به مراتب بیش از آن چیزی است که تصور می کردند.
تحلیلگران سیاسی معتقدند یکی از دلایل ناکامی سران اتحادیه اروپا برای اجماع در مورد تحریم روسیه می تواند همین مساله باشد.
دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا به نشانه حمایت از گرجستان امروز وارد تفلیس شد. دولت آمریکا تاکنون یک میلیارد دلار برای بازسازی گرجستان کمک کرده است. در این میان نباید حضور ناوهای آمریکایی در دریای سیاه را نادیده گرفت.
این در حالیست که هنوز درباره دلایل گرجستان برای ورود به این جنگ ویرانگر و همینطور نقش آمریکا در آن سوالات فراوانی وجود دارد.
در گزارشات بارها اعلام شده است که برخی از گروه های دست اندر کار انقلاب مخملین گرجستان در 2003 از سوی دولت آمریکا حمایت مالی می شدند.
علاوه بر این، میخائیل ساآکاشویلی رئیس جمهور گرجستان نیز از زمانی که به قدرت رسیده از کمک مالی منظم آمریکا برخوردار بوده است.
برخی از شهروندان آمریکایی از جمله دانیل کونین Daniel Kunin پسر فرماندار سابق ورمونت Vermont به عنوان مشاوران ساآکاشویلی کار کرده اند. راندی شونمنان Randy Scheunemann مشاور ارشد جان مک کین تا اوایل امسال از اعضای گروه فشار گرجستان در آمریکا محسوب می شد.
رئیس جمهور گرجستان همچنین در محافل ارشد آمریکا دوستان فراوانی دارد که از آن جمله می توان به "جو بایدن" معاون نامزد دمکرات ها برای ریاست جمهوری آمریکا و خود مک کین اشاره کرد.
واقعیت این است که هم روسیه و هم گرجستان دلایلی فراوانی برای جنگ داشتند. پوتین از سرکشی ساآکاشویلی در برابر مسکو عصبانی بود و از همراهی او با غرب نگران، بنابراین این جنگ بهانه خوبی بود برای سرنگونی او.
ساآکاشویلی نیز ریاست جمهوری خود را مدیون شعار انتخاباتی اش برای تحت کنترل درآوردن دو جمهوری آبخازیا و اوستیای جنوبی بود و برای بقای سیاسی خود به این جنگ نیاز داشت.
اما سوال اصلی این است که چه کسی آغاز گر جنگ بود؟
روسیه مدعی است که در شب آغاز جنگ در 7 آگوست، نیروهای این کشور فقط برای دفاع ازمردم این جمهوری در برابر تهاجم نیروهای گرجی وارد عمل شدند. این در حالیست که در خبرها آمده بود روسیه ازبهار امسال آرایش نظامی خاصی را در امتداد مرزهای اوستیای جنوبی تدارک دیده بود و گویی منتظر چنین روزی بوده است زیرا درست چند ساعت بعد از حمله گرجستان، تانک های روسی که گویی از قبل آماده بودند وارد اوستیای جنوبی شدند.
علاوه بر این، روسیه همان روزهای نخست مدعی شد که بیش از 2 هزار نفر در اوستیای جنوبی کشته شده اند اما کمی بعد این آمار به 133 نفر تقلیل یافت که قاعدعا برخلاف ادعای روسیه نمی توان آن را نسل کشی نامید. به گزارش برخی نمایندگان حقوق بشر که از چهار بیمارستان در منطقه بازدید کرده اند فقط 44 نفر کشته شده اند.
اما از سوی دیگر ادعاهای گرجستان مبنی بر اینکه روسیه جنگ را شروع کرد، متقاعد کننده نیستند. ساآکاشویلی در مصاحبه ای با تایم گفت، او زمانی به نیروهایش دستور حمله داد که روسیه اقدام به حمله به خاک گرجستان کرده بود. این ادعا تا چند روز بعد از آغاز درگیری اصلا مطرح نشده بود.
البته شاید هر دو طرف تا حدی درست بگویند. ساآکاشویلی فکر می کرد که نیروهایش می توانند نیروهای دفاعی اوستیای را سرکوب کنند بدون اینکه خشم روسیه برانگیخته شود که البته اشتباه فکر می کرد و جامعه بین المللی نیز نتوانست مانع از حملات روسیه شود. در مقابل نیز روسیه فکر می کرد با تحریک نیروهای اوستیای جنوبی می تواند گرجستان را وادار به حمله کند و بهانه لازم را برای حمله به این کشور بدست بیاورد.
همه این تحلیل ها در حالی مطرح می شوند که هیچ کس به نقش آمریکا در این درگیری اشاره نمی کند و این مساله ظاهرا حساسیتی برنمی انگیزد.